حسابداری صنعتی

جدول بهای تمام شده کالای ساخته شده چیست؟ فرمول، مثال و تفاوت با کالای فروش رفته

جدول بهای تمام شده کالای ساخته شده با فرمول و مثال عملی

جدول بهای تمام شده کالای ساخته شده یکی از گزارش‌های اصلی حسابداری صنعتی است. شرکت‌های تولیدی با کمک این جدول، هزینه مواد اولیه، دستمزد کارکنان تولید و سربار کارخانه را در یک دوره مالی محاسبه می‌کنند.

مدیران از این گزارش برای کنترل هزینه‌ها، قیمت‌گذاری محصولات و بررسی سودآوری استفاده می‌کنند. حسابداران نیز با کمک آن، اطلاعات لازم برای صورت‌های مالی و محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته را فراهم می‌کنند.

بهای تمام شده کالای ساخته شده چیست؟

بهای تمام شده کالای ساخته شده، هزینه‌ای است که شرکت برای تولید محصولات نهایی در طول یک دوره مالی پرداخت می‌کند. شرکت برای تولید محصول، مواد اولیه مصرف می‌کند، به کارکنان بخش تولید حقوق می‌دهد و هزینه‌های کارخانه را می‌پردازد.

حسابدار مجموع این هزینه‌ها را محاسبه می‌کند. سپس ارزش کالای در جریان ساخت در ابتدای دوره و پایان دوره را در نظر می‌گیرد. نتیجه این محاسبه، هزینه تولید محصولات نهایی در همان دوره را نشان می‌دهد.

به زبان ساده، این گزارش به مدیران پاسخ می‌دهد که تولید محصولات شرکت چه مقدار هزینه داشته است.

فرمول اصلی به شکل زیر است:

هزینه تولید محصولات نهایی =
موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره
+ مجموع هزینه‌های تولید
− موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره

اجزای اصلی هزینه تولید

شرکت برای تهیه جدول بهای ساخت باید ابتدا هزینه‌های تولید را تفکیک کند. حسابداران معمولاً هزینه‌های تولید را در سه گروه مواد اولیه مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار ساخت ثبت می‌کنند.

مواد اولیه مستقیم

مواد اولیه مستقیم شامل موادی است که کارکنان تولید مستقیماً در ساخت محصول مصرف می‌کنند. حسابدار می‌تواند ارزش این مواد را به هر محصول یا هر سفارش تولید ارتباط دهد.

برای مثال، کارخانه مبلمان از چوب، پارچه، رنگ و یراق‌آلات استفاده می‌کند. این اقلام مواد اولیه مستقیم کارخانه هستند. یک کارگاه پوشاک نیز پارچه، نخ، دکمه، زیپ و آستر را در تولید لباس مصرف می‌کند.

حسابدار برای تعیین ارزش مواد اولیه مصرفی از فرمول زیر استفاده می‌کند:

موجودی مواد اولیه اول دوره
+ خرید خالص مواد اولیه
− موجودی مواد اولیه پایان دوره
= مواد اولیه مصرفی

خرید خالص مواد اولیه، مبلغ خرید پس از کسر تخفیف‌های خرید و برگشت از خرید را نشان می‌دهد. حسابدار باید هزینه حمل مواد اولیه تا کارخانه را نیز، در صورت ارتباط مستقیم با خرید، به بهای مواد اضافه کند.

برخی مواد نقش مستقیم در ساخت محصول ندارند. برای نمونه، روغن دستگاه، دستکش کارگران یا مواد نظافت سالن تولید در گروه مواد غیرمستقیم قرار دارند. حسابدار هزینه این اقلام را در سربار ساخت ثبت می‌کند.

دستمزد مستقیم

دستمزد مستقیم شامل حقوق و مزایای کارکنانی است که مستقیماً روی محصول کار می‌کنند. کارگر خط تولید، اپراتور دستگاه، مونتاژکار، برش‌کار و بسته‌بند تولیدی از جمله نیروهای مستقیم کارخانه هستند.

شرکت هزینه حقوق، اضافه‌کاری، بیمه سهم کارفرما و مزایای مرتبط با این کارکنان را در دستمزد مستقیم ثبت می‌کند. این هزینه‌ها ارتباط مشخصی با فرایند تولید دارند.

در مقابل، حقوق مدیر اداری، مسئول فروش، کارشناس بازاریابی و نیروهای خدمات دفتر، دستمزد مستقیم نیست. شرکت این هزینه‌ها را در گروه هزینه‌های اداری یا فروش ثبت می‌کند.

سربار ساخت

سربار ساخت، سایر هزینه‌های لازم برای فعالیت کارخانه را در بر می‌گیرد. این هزینه‌ها به تولید ارتباط دارند، اما حسابدار نمی‌تواند آن‌ها را مستقیماً به یک محصول مشخص نسبت دهد.

اجاره کارخانه، برق سالن تولید، آب و گاز بخش تولید، استهلاک ماشین‌آلات، تعمیر دستگاه‌ها، حقوق سرپرست تولید و بیمه تجهیزات، نمونه‌هایی از سربار ساخت هستند.

مدیران با بررسی سربار ساخت می‌توانند هزینه‌های غیرضروری کارخانه را پیدا کنند. کنترل این هزینه‌ها نقش مهمی در کاهش هزینه تولید و افزایش سود شرکت دارد.

جدول بهای تمام شده کالای ساخته شده چگونه تهیه می‌شود؟

حسابدار ابتدا موجودی مواد اولیه اول دوره را با خرید خالص مواد اولیه جمع می‌کند. حاصل این جمع، مواد اولیه در دسترس برای تولید را نشان می‌دهد. سپس حسابدار موجودی مواد اولیه پایان دوره را از آن کم می‌کند تا ارزش مواد اولیه مصرفی به دست آید.

در مرحله بعد، حسابدار دستمزد مستقیم و سربار ساخت را به مواد اولیه مصرفی اضافه می‌کند. حاصل این محاسبه، مجموع هزینه‌های تولید در طول دوره است.

حسابدار در آخر موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره را به مجموع هزینه‌های تولید اضافه می‌کند. سپس موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره را از آن کم می‌کند. عدد نهایی، هزینه تولید محصولات نهایی را نشان می‌دهد.

ساختار کلی جدول به شکل زیر است:

شرح مبلغ
موجودی مواد اولیه اول دوره
خرید خالص مواد اولیه
مواد اولیه در دسترس
کسر: موجودی مواد اولیه پایان دوره
مواد اولیه مصرفی
اضافه: دستمزد مستقیم
اضافه: سربار ساخت
مجموع هزینه‌های تولید
اضافه: موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره
کسر: موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره
هزینه تولید محصولات نهایی

مثال عملی محاسبه بهای تمام شده کالای ساخته شده

فرض کنید یک شرکت تولیدی در پایان سال اطلاعات زیر را در اختیار دارد:

شرح مبلغ (تومان)
موجودی مواد اولیه اول دوره 80,000,000
خرید خالص مواد اولیه 420,000,000
موجودی مواد اولیه پایان دوره 100,000,000
دستمزد مستقیم 160,000,000
سربار ساخت 140,000,000
موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره 70,000,000
موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره 90,000,000

حسابدار ابتدا مواد اولیه مصرفی را محاسبه می‌کند:

80,000,000 + 420,000,000 − 100,000,000 = 400,000,000 تومان

بنابراین، شرکت در طول دوره ۴۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان مواد اولیه در تولید مصرف کرده است.

حالا حسابدار دستمزد مستقیم و سربار ساخت را به مبلغ مواد اولیه اضافه می‌کند:

400,000,000 + 160,000,000 + 140,000,000 = 700,000,000 تومان

پس شرکت در این دوره ۷۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان هزینه تولید داشته است.

در مرحله آخر، حسابدار موجودی کالای در جریان ساخت اول دوره را اضافه می‌کند و موجودی پایان دوره را کم می‌کند:

70,000,000 + 700,000,000 − 90,000,000 = 680,000,000 تومان

در نتیجه، بهای تمام شده کالای ساخته شده این شرکت در طول دوره برابر با ۶۸۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان است.

تفاوت بهای تمام شده کالای ساخته شده و کالای فروش رفته چیست؟

هزینه تولید محصولات نهایی، مبلغی را نشان می‌دهد که شرکت برای تکمیل تولید محصولات خود پرداخت کرده است. با این حال، شرکت ممکن است همه محصولات نهایی را در همان دوره نفروشد. بخشی از محصولات در انبار باقی می‌ماند و موجودی کالای نهایی پایان دوره را تشکیل می‌دهد.

در مقابل، بهای تمام شده کالای فروش رفته فقط هزینه محصولاتی را نشان می‌دهد که شرکت در همان دوره به مشتریان فروخته است.

حسابدار برای محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته، موجودی کالای نهایی ابتدای دوره را با هزینه تولید محصولات نهایی جمع می‌کند. سپس موجودی کالای نهایی پایان دوره را از حاصل جمع کم می‌کند.

فرمول این محاسبه به شکل زیر است:

موجودی کالای نهایی اول دوره
+ بهای تمام شده کالای ساخته شده
− موجودی کالای نهایی پایان دوره
= بهای تمام شده کالای فروش رفته

فرض کنید شرکت در ابتدای دوره ۱۲۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان کالای نهایی در انبار دارد. شرکت در طول سال نیز محصولاتی با هزینه ۶۸۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان تولید کرده است. اگر موجودی کالای نهایی پایان دوره ۱۵۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان باشد، حسابدار محاسبه زیر را انجام می‌دهد:

120,000,000 + 680,000,000 − 150,000,000 = 650,000,000 تومان

بنابراین، شرکت در این دوره کالاهایی به ارزش ۶۵۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان فروخته است. محصولات باقی‌مانده در انبار شرکت قرار دارند.

کالای در جریان ساخت چیست؟

کالای در جریان ساخت شامل محصولاتی است که کارکنان تولید کار روی آن‌ها را آغاز کرده‌اند، اما فرایند تولید آن‌ها تا پایان دوره مالی به پایان نرسیده است.

این محصولات بخشی از مواد اولیه، دستمزد مستقیم و سربار ساخت را جذب می‌کنند. با این حال، شرکت هنوز نمی‌تواند آن‌ها را به‌عنوان کالای نهایی برای فروش در نظر بگیرد.

برای مثال، ممکن است یک کارخانه بخشی از مراحل مونتاژ محصول را انجام دهد، اما مرحله رنگ‌آمیزی یا بسته‌بندی تا پایان ماه باقی بماند. حسابدار هزینه‌های مربوط به این محصولات را در حساب کالای در جریان ساخت ثبت می‌کند.

این حساب به شرکت کمک می‌کند هزینه‌ها را با دقت بیشتری بین محصولات نهایی و محصولاتی که در خط تولید هستند، تقسیم کند.

چرا محاسبه بهای تمام شده برای شرکت تولیدی مهم است؟

محاسبه دقیق هزینه تولید به مدیران کمک می‌کند قیمت فروش منطقی‌تری انتخاب کنند. اگر شرکت هزینه محصول را کمتر از مقدار واقعی محاسبه کند، ممکن است محصول را با زیان بفروشد. اگر شرکت هزینه را بیش از مقدار واقعی محاسبه کند، قیمت فروش بالا می‌رود و مشتریان به سراغ رقبا می‌روند.

مدیران با کمک جدول بهای ساخت، تغییرات هزینه مواد اولیه، دستمزد و سربار را در دوره‌های مختلف بررسی می‌کنند. این بررسی به آن‌ها کمک می‌کند علت افزایش هزینه تولید را پیدا کنند.

شرکت‌ها از این گزارش برای بودجه‌بندی، کنترل موجودی، تحلیل سودآوری، ارزیابی عملکرد واحد تولید و تهیه صورت‌های مالی استفاده می‌کنند.

اشتباهات رایج در تهیه جدول بهای تمام شده

برخی حسابداران هزینه‌های اداری و فروش را به اشتباه در سربار ساخت وارد می‌کنند. حقوق کارکنان اداری، هزینه تبلیغات، کمیسیون فروش، هزینه بازاریابی و کرایه ارسال برای مشتری، هزینه دوره هستند و ارتباط مستقیمی با تولید ندارند.

برخی شرکت‌ها موجودی مواد اولیه یا کالای در جریان ساخت را در ابتدای دوره و پایان دوره نادیده می‌گیرند. این اشتباه می‌تواند مبلغ هزینه تولید را به‌طور قابل‌توجهی تغییر دهد.

همچنین، حسابدار باید مواد مستقیم و مواد غیرمستقیم را از یکدیگر تفکیک کند. مواد مستقیم به ساخت محصول ارتباط دارند. مواد غیرمستقیم به پشتیبانی از فرایند تولید کمک می‌کنند و حسابدار هزینه آن‌ها را در سربار ساخت ثبت می‌کند.

ارتباط جدول بهای تمام شده با نرم‌افزار سپیدار

شرکت‌هایی که از نرم‌افزار حسابداری سپیدار استفاده می‌کنند، باید خرید مواد اولیه، حواله مصرف مواد، دستمزد کارکنان تولید و هزینه‌های سربار را با دقت ثبت کنند.

ثبت دقیق اطلاعات به حسابدار کمک می‌کند گزارش‌های قابل اتکاتری تهیه کند. مدیران نیز با این گزارش‌ها می‌توانند هزینه تولید و موجودی‌ها را بهتر کنترل کنند.

برای یادگیری نحوه محاسبه هزینه تولید در این نرم‌افزار، می‌توانید مقاله آموزش محاسبه بهای تمام شده در سپیدار را مطالعه کنید.

جمع‌بندی

بهای تمام شده کالای ساخته شده نشان می‌دهد شرکت برای تولید محصولات نهایی در یک دوره مالی چه میزان هزینه پرداخت کرده است. مواد اولیه، دستمزد مستقیم، سربار ساخت و تغییرات کالای در جریان ساخت، اجزای اصلی این گزارش را تشکیل می‌دهند.

شرکت با تهیه دقیق این جدول می‌تواند هزینه تولید را کنترل کند، قیمت فروش مناسب‌تری تعیین کند و تصمیم‌های مالی بهتری بگیرد. این گزارش همچنین مسیر محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته را برای حسابدار روشن می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *